![]() |
![]() |
|
|
سلام
اتفاقای جدیدی داره توی زندگیم می یفته مامان بابا تقریبا همه خونواده حس غریب فهمیدن اون منو می خواد باباش قصدش برای اینکه ما زودتر ازدواج ما خیلی جدیه اصرار داره زودتر کارامون صورت بگیره الان یکی از بچه ها اومد با کامپیوتر کار کنه ایراد خوابگاه اینه که من اینجا هر چی دلم بخواد نمی تونم راحت بنویسم چون دوست ندارم کسی از زندگی خصوصی من چیزی حالیش بشه............
برای امروز پس کافیه ..... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 22:50 توسط یه منتظر |
|
|
سلام
دعوامون شده دعوايي كه علتش نه منم نه اون شايدم هر دومون . از اينجا با حس غريب حرف بزنم: مهدي قرار بود هيچي از حرف زدن ما به كسي حرفي نزنه ولي به قولش عمل نكرد و...امروز به بابا ... البته همونطور كه قبلا گفته بودم مامان مي دونست ولي دلمون نمي خواست به جز مامان و مهدي ديگه كسي بفهمه وقتي حس غريب بهم گفت بابا فهميده واقعا اعصابم بهم ريخت كتابايي كه قرار بود بدم بهش بده به ابجيش برا كنكور بخونه گفتم نمي دم اونم تو دلش عصباني شد و فكر كنم تو دلش گفته چرا اين همه چي رو با هم قاطي مي كنه و بعدم فكر كرد گفتم كه اون تحقيقي رو كه برا م قرار بود درست كنه نمي خوام و شد دعوا ....... اين دفعه مي خواستم بيام بگم حس غريب تولدت مبارك البته تولد گرفتيم 15 اين ماه و خيلي برامون روز خوبي بود كادوي من يه كتاب بود (7 نكته براي رسيدن به موفق )براي كسي كه موفقيش ارزوي قلبيمه اونم برا من هديه خريده بود به مناسبت دومين سال اشناييمون يه اينه جيبي با يه سنجاب كو چولو كيك تولدم اون خريده بود روش نوشته بود: ايشالله همه چي درست ميشه بازم توكل به خدا.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 18:14 توسط یه منتظر |
|
|
امروز حس غريب منو به مامانش معرفي كرد فردا يك سال ميشه كه منو و حس غريب قول داديم هميشه با هم باشيم.اميدوارم قولمون تبديل به عمل بشه.مامانش مخالفتي نكرده فكر كنم كلي ازم تعريف كرده باشه ماجراي اينكه منو مهدي ديده خودش برا مامان تعريف كرده اميدوارم مامان تصور بدي ازم نداشته باشه و منو بعنوان يه عضو از اعضاي خونوادش دوست داشته باشه .........
هيچ وقت دلم نمي خواسته و نمي خواد كه شريك زندگيم رو فقط از روي احساس و يا فقط از روي عقل انتخاب كرده باشم چون به نظرم اگه يه طرفه تصميم بگيري به نظرم اخرش كم مي ياري دلم مي خواد بهترين زندگي رو داشته باشم و به نظرم اين امر با بودن در كنار يه همسفر خوب ميسر ميشه پس بايد بهترين فرد رو عاشقانه انتخاب كرد. 2.-بامحبت بودن صداقت -اخلاق خوب: 3.اهل كار و تلاش : 4.زيبابودن: 5.باوفا بودن: خيلي از خصوصيت هاست كه نميشه با كلمه ها گفت ولي اونارم داره مثلا اصلا درباره تصيلات من از خودم مشتاق تره مي گه معدل الف بايد بشي خوب درس بخوني برا انتخاب رشته اون بيشتر از من تقلا مي كرد و از مهندسي برق من اون بيشتر خوشحال شد .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم آذر 1387ساعت 19:26 توسط یه منتظر |
|
|
امروز حس غريب منو به مامانش معرفي كرد فردا يك سال ميشه كه منو و حس غريب قول داديم هميشه با هم باشيم.اميدوارم قولمون تبديل به عمل بشه.مامانش مخالفتي نكرده فكر كنم كلي ازم تعريف كرده باشه ماجراي اينكه منو مهدي ديده خودش برا مامان تعريف كرده اميدوارم مامان تصور بدي ازم نداشته باشه و منو بعنوان يه عضو از اعضاي خونوادش دوست داشته باشه .........
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم آذر 1387ساعت 18:16 توسط یه منتظر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مطالب این وبلاگ درباره من و حس غریبه اتفاقایی که می یفته بینمون ، ما همدیگرو خیلی دوست داریم دعا کنین که هر چه زودتردرکنار هم باشیم..........
|
| پیوندها |
|
یا مهدی ادرکنی.... |
|
RSS
|